ارتباط مردم با كتاب نبايد قطع شود «كافه كتاب آفتاب»
از سوی دیگر، در وضعیتی كه بحرانهای اقتصادی در بازار كتاب نیز تأثیر گذاشته و ركود بیسابقهای را در برابر اهالی كتاب قرار داده است، راهاندازی «كافه كتاب» آن هم به همت بخش خصوصی فعال در حوزه فرهنگ، كاری جهادگونه و از نظر اقتصادی شجاعانه است. البته بارها گفته شده است كه كارهای فرهنگی به كسانی احتیاج دارد كه به معنای واقعی كلمه «عاشق فرهنگ» باشند؛
در غیر این صورت، شاید هیچ گونه جاذبهای در این حوزه وجود نداشته باشد كه كسی را به فعالیت در این حوزه جذب كند. در همین مقدمه باید ابراز امیدواری كنیم كه مسئولان فرهنگی اگر با چشم بازتری به حوزه فرهنگ این شهر بنگرند، شاید چنین ظرفیتها و فعالیتهایی را بشناسند و با حمایتهای مادی و معنوی خود، قدمی در راستای ارتقای فرهنگ كتاب در مشهد بردارند.
روزهای میانی هفته گذشته بود كه به بازار كتاب ناشران گلستان رفتیم تا با عابس قدسی، مدیر كافه كتاب آفتاب، همسخن شویم و سخنان او را پیرامون موضوعات مختلف با محوریت كافه كتاب بشنویم. بخشی از این گفتگو را در ادامه بخوانید.
میدانیم كه «اقتصاد كتاب» اوضاع آشفتهای دارد. در این روزها كه كوچكترین فعالیتهای مرتبط با كتاب تحت تأثیر بحرانهای اقتصادی است و حتی برای بیرون آمدن از خانه و خرید كتاب انگیزهای وجود ندارد، چه شد كه به فكر راهاندازی «كافه كتاب» افتادید؟
چند سال بود كه سودای كافه كتاب را در سر میپروراندم. روزی كه پیامك گشایش این كافه كتاب برای دوستان ارسال شد، یكی از دوستانم به من پیام داد كه «خوشحالم كه بالاخره به آرزوی هشتسالهات رسیدی!»
من همواره به این میاندیشیدم كه در مشهد با وجود اینكه كلانشهر است و جمعیت كتابخوان زیادی نیز در آن زندگی میكنند، پاتوقی وجود ندارد كه اهالی كتاب بنشینند و در فضایی مناسب درباره كتاب حرف بزنند.
در مشهد كافیشاپهای زیادی وجود دارد، اما از آنجا كه كافیشاپها فضای متفاوتی دارند، شاید فضای مناسبی برای مطالعه نباشند. هدف من این بود كه محیطی فراهم شود كه اهل كتاب، اهل قلم و اهل ادبیات در آن دور هم جمع شوند و با هم گپ و گفتی پیرامون كتاب داشته باشند؛ ضمن اینكه شاید كسانی كه كمتر با كتاب انس دارند نیز به بهانه استفاده از بخش كافیشاپ به این مكان بیایند و در تعامل با كتابخوانها به كتاب علاقهمند شوند.
اگر انشاءا... پیشبینیهای ما غلط از آن در نیاید، این كافه كتاب میتواند اتفاق مباركی در این زمینه باشد. اما اینكه چه شد در این وضعیت كه بدترین موقعیت برای كتاب است، به فكر گشایش «كافه كتاب» افتادم، این بود كه به قول مولانا كه گفت «خنك آن قماربازی كه بباخت هر چه بودش / بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر» گفتم در زمینه كتاب قماری كنم كه اگر از نظر مادی هم باختم، به «كتاب» باخته باشم.
آیا تلفیق این دو فضای متفاوت، تلفیق مباركی بوده و كافیشاپ توانسته است به كمك كتاب بیاید؟
هنوز مباركی یا نامباركی این تلفیق را حس نكردهایم. ما تازه این مكان را راهاندازی كردهایم ولی امیدواریم فضای كافیشاپ به كمك كتاب بیاید و اندكی از معضلات كتابخوانی را كاهش دهد. این بازارچه كتاب، اگر چه جای خوبی است، اما هنوز وضعیت مشخص و مناسبی ندارد و نمیدانیم چه اتفاقهایی قرار است در این بازارچه بیفتد.
در همین چند ماه كه اول كتابفروشی و بعد كافه كتاب را راهاندازی كردهایم، عملاً داریم ضرر میكنیم. اگر در شرایط بهتری كار را آغاز كرده بودیم، شاید چشمانداز روشنتری داشتیم، ولی الآن حداقل به این میاندیشیم كه اهل كتاب به این مكان بیایند و لحظاتی را در اینجا بگذرانند.
تبلیغات در حوزه فرهنگ، موضوع بسیار مهمی است، اما روشن است كه تبلیغات، هزینههای هنگفتی را برای كارفرمایان ایجاد میكند. آیا تا كنون برای تبلیغات، حمایت خاصی از سوی نهادهای مسئول انجام شده است یا به طور شخصی هزینه تبلیغات را تأمین كردهاید؟
تبلیغات ما تا كنون فقط از طریق پیامك و با هزینه شخصی بوده است. البته قصد داریم در ادامه فعالیتها، تبلیغات خود را به شكل رسمی به ویژه با استفاده از فضای مجازی آغاز كنیم.
آیا نهادهایی كه وظیفه دارند از فعالیتهای حوزه كتاب حمایت كنند، تا كنون حمایتی از شما داشتهاند؟
نه. البته شاید كوتاهی از من بوده است كه برای جذب این گونه حمایتها پا پیش نگذاشتهام. میدانیم كه در حاشیه كمكهای دولتی همیشه چند مسئله وجود دارد؛ ممكن است در قبال كمك نهادها، توقعاتی برای ایشان به وجود بیاید كه متناسب با چشمانداز فرهنگی ما نباشد.
وقتی بازار كتاب گلستان راه افتاد، خیلیها برنامههایی را اعلام كردند كه قرار است در این بازار انجام دهند، اما به نظر میرسید هیچ كدام از این برنامهها عملاً به وقوع نپیوست و اگر هم برنامهای در این بازار برگزار شد، یا چندان ارزش علمیهنری نداشت یا اخبار آن منعكس نشد. پیش از این در تهران شاهد نمونههای موفق از فعالیتهای فرهنگیهنری در برخی كافهها بودهایم.
در برخی كافههای ویژه در پایتخت، نشستهایی صمیمی و در عین حال تخصصی با حضور نویسندگان و هنرمندان بزرگ برگزار شده است. آیا امكان برگزاری برنامههایی از این دست در این كافه كتاب وجود دارد كه به نوعی خلأ بازار كتاب مشهد را نیز پر كند؟
بله، حتماً. البته ما هنوز در تلاشیم كه این كافه كتاب به شكل جدیتری راه بیفتد و مخاطبان خود را پیدا كند. نقد كتاب، جلسه شعرخوانی و نقد شعر، جلسات خوانش متون ادبی و ... از جمله برنامههایی است كه پیشبینی برگزاری آنها را كردهایم.
ما میخواهیم به هر نحوی كه بشود، اصحاب فرهنگ را دور هم جمع كنیم. آماده دریافت پیشنهادهای اهالی فرهنگ برای رونق بیشتر این مكان هم هستیم.
اینجا هم كتابفروشی است و هم كافه كتاب؟
بله. اینجا هم كافیشاپ است، هم كتابفروشی است و هم میتوانید كتابهایی را كه دوست دارید در اینجا مطالعه كنید.
برخی كافهها در تهران برای جذب مخاطبان خاص فرهنگی، در فضای كافه، نمایشگاههای آثار هنری برپا میكنند و از هنرمندان برجسته دعوت میكنند كه آثارشان را در آنجا به نمایش بگذارند. این فعالیت، اعتباری هنری به آن محل میدهد. از سخنان شما فهمیده میشود كه بیشتر در حوزه ادبیات برنامه دارید.
شاید اگر تعداد كتابهایی را كه در حوزه هنر منتشر میشوند بیشتر كنید یا در تبلیغات برای جذب مخاطبان هنردوست از ظرفیتهای هنری استفاده كنید، هنرمندان هم به اینجا بیایند و این حضور باعث ایجاد تعاملاتی شود كه در نهایت منجر به ایجاد فضاهای جدید و موجهای جدید در حوزه فرهنگ مشهد میشود. آیا این گونه برنامهها نیز مدنظرتان هست؟
قطعاً هست. بنا داریم در ادامه، علاوه بر ایجاد فضای ادبی و پرداختن به كتابهای حوزه ادبیات، به حوزههای دیگر هنر نیز بپردازیم. برای نمونه در نظر داریم مجموعه كتابهایی را كه بنیاد سینمایی فارابی منتشر كرده است، به این كافه بیاوریم و در اختیار علاقهمندان به مطالعه كتابهای سینمایی قرار دهیم.
این گونه كافهها اگر بتواند جمعهایی را در جامعه ادبی و هنری مشهد ایجاد كنند، باعث میشود جهتدهی مثبتی در عالم فرهنگ و هنر به وجود بیاید.
بله.
در روزهایی كه از گشایش این كافه كتاب گذشته، استقبال مردم و واكنش آنها چگونه بوده است؟
ظاهراً كافه كتاب در مشهد هنوز ناشناخته است. خیلیها میآیند و میپرسند اینجا چه جور جایی است. من گمان نمیكردم این قدر فاصله بین مفهوم كافه كتاب با عموم مردم وجود داشته باشد. حتی چنین جایی برای اهالی فرهنگ مشهد هم ناشناخته است. خیلیها میپرسند: اینجا كتابخانه است؟ میگوییم: نه، اینجا كتابفروشی است، ولی شما میتوانید كتاب بردارید و بخوانید...
مراجعه كنندگان بیشتر نویسندگان و اهل كتاب بودهاند یا عامه مردم؟
عموماً اهل كتاب بودهاند. البته نمیتوانیم تقسیمبندی مشخصی بین این دو گروه داشته باشیم.
یكی از كاركردهایی كه كافه كتاب میتواند داشته باشد، این است كه قشر فرهیخته و كتابخوان را كنار مخاطبان عام قرار دهد و منجر به ارتقای سطح دانش عمومی باشد و این دو گروه را با توقعات هم آشنا كند.
بنا داریم این كافه كتاب را به همین سمت هدایت كنیم.
با چه وسایلی؟
ما اینجا هنوز برای مخاطب كافیشاپ تبلیغ نكردهایم. فقط یك اطلاعرسانی اولیه از طریق پیامك در یك محدوده 1500نفری داشتهایم كه همه مخاطبان جدی كتاب بودهاند. وقتی تبلیغات فراگیر انجام شد، آن گاه روشن خواهد شد كه این تلاقی چگونه بروز پیدا خواهد كرد.
یكی از فعالیتهای مثبت در این زمینه این است كه ما باید شاعران، نویسندگان و اندیشمندان محبوب را دعوت كنیم تا با مردم ارتباط نزدیكتری داشته باشند. چنین تجربهای را در نمایشگاه بینالمللی كتاب تهران داشتهایم. مردم عادی كه به نمایشگاه میآمدند، از قبال شخصیتهای ویژه در حوزه كتاب، بیتفاوت نگذشتند.
حتی مردمی كه با كتاب بیگانهاند، ناخودآگاه در برابر حضور چهرههای برجسته، واكنش مثبت نشان میدهند.
میدانیم كه در سالهای گذشته، مشهد برای جذب گردشگران مذهبی و فرهنگی برنامهریزیهای زیادی داشته است.
فكر میكنید كه این كافه كتاب، دستكم در مقیاس استانی، تا چه حد میتواند به عنوان یك ظرفیت برای جذب گردشگران فرهنگی مطرح شود؟
امیدواریم این اتفاق بیفتد. ما سعی كردهایم در مقوله كتاب، دست به انتخاب بزنیم و نگاه ما نگاهی صرفاً مادی نباشد. تجربه به ما نشان داده است كه در بازار كتاب با كمی وسواس به خرج دادن، میتوانیم در جذب گردشگر فرهنگی تأثیرگذار باشیم، چرا كه مشهد در زمینه گردشگری فرهنگی، ظرفیتهای زیادی دارد.
در پایان اگر سخنی با مسئولان فرهنگی و مردم دارید، بفرمایید.
امیدواریم اینجا بتواند اهل فرهنگ را به خودش جذب كند و مدیران فرهنگی شهر نیز به آن به چشم یك اتفاق مبارك نگاه كنند و حتی كمك كنند كه این مجموعه توسعه یابد. منظور از كمك، فقط كمك مادی نیست. این بازارچه كتاب، نیاز به توجه دارد.
ناشرانی كه در این بازارچه فعالیت میكنند، هیچ كدام چشمداشت مالی ندارند و همه به عشق كتاب آمدهاند. فعالیتهای عمرانی در ورودی این بازارچه، مانع رونق آن شده است. چند ماه است میگویند چند روز دیگر افتتاح میشود كه امیدواریم این اتفاق به زودی بیفتد.
نگاه مسئولان به كتاب، نگاهی نادرست است كه باید اصلاح شود. برخی مسئولان، مراكز توزیع كتاب و كتابفروشیها را دلالان كتاب میدانند؛ در حالی كه توزیع مناسب كتاب و داشتن كتابفروشیهای خوب، از آرمانهای اهالی كتاب است.
ما باید مثل سازمان نظام مهندسی، برای كتاب هم سازمانی داشته باشیم كه نگاه صنفی به این حوزه داشته باشد. یكی از راههای حمایت از كتاب، این است كه صدا و سیما دوربینش را به اینجا بیاورد و برخی برنامههایش را اینجا تهیه كند تا عموم مردم با بازارچه كتاب بیشتر آشنا شوند.
در پایان به كتابخوانها هم میگویم كه ما در این كافه كتاب، از كتابخوانها دعوت میكنیم كه اگر هم قصد خرید كتاب ندارند، بیایند و كتاب را همین جا بخوانند و بروند.
اگر چه در وضعیت اقتصادی سختی به سر میبریم و همه هم آن را درك میكنیم، اما نباید بگذاریم كه این وضعیت منجر به قطع رابطه مردم با كتاب شود.
گفتگو با عابس قدسي به بهانه گشايش كافه كتاب آفتاب در مشهد
برگهای سبز با رگبرگهای سفید، باعث میوه دادن درخت می شوند